ابو القاسم راز شيرازى
95
مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )
نفس به واسطهء علم يا ظنّ به مكروه مؤلمى . و مقدّمات خوف ، چهار است ؛ اوّل : تذكّر ذنوب كثيرهء سابقه ، و كثرت خصماء و مظالمى كه عبد مرتهن است به آن قبل از خلاصى از آنها ، و تلافى به ندامت و توبه و طلب حلّيّت . ثانى : تذكّر به عقوبات شديدهء حقّ تعالى كه عبد را طاقت بر آنها نيست . ثالث : ضعف نفس ، و قلّت حيله ، و عدم امكان فرار از آن . رابع : ذكر قدرت حقّ تعالى بر عبد و هركس و هر چيز ، هروقت خواهد ، و هرچه خواهد ، كه : « من ذا يعلم قدرتك فلا يخافك ؟ » « 40 » و ضدّ خوف ، جرأت است و امنيّت خاطر ؛ و آن از خصايل و جنود جهل است ، و مورث مىشود تعدّى از حدود و احكام الهى و ارتكاب محرّمات و معاصى را . پس دو طريق يأس و قنوط ، و جرأت و امن ، طريقهء افراط و تفريط است ؛ و طريق خوف و رجا ، صراط اعتدال است فيما بين آن دو طريق ، و سبيل اولياء و اصفياء الهى است ؛ چنانكه فرمود در حقّ ايشان كه : إِنَّهُمْ كانُوا يُسارِعُونَ فِي الْخَيْراتِ وَ يَدْعُونَنا رَغَباً وَ رَهَباً وَ كانُوا لَنا خاشِعِينَ « 41 » . و روايت شده كه حضرت « داود » ع را عيادت مىكردند مردم ، به گمان آنكه مريض است ، و مريض نبود آن حضرت مگر از خوف الهى و حياء از او . و مخاوف حضرات انبياء ع مشهور است ؛ و همچنين مخاوف ائمّه و اولياء عليهم السّلام در كتب مسطور است ؛ چنانكه در كتاب « كافى » از « مفضّل بن عمر » روايت شده كه : آمديم بر باب حضرت جعفر بن محمّد الصّادق ص ، و اراده كرديم اذن خواستن بر حضرت را ، كه شنيديم كه تكلّم مىفرمود به لفظ سريانيّه غير عربيّه ، بعد گريه
--> ( 40 ) - به منهج اوّل ، صفحهء 174 سطر 5 و صفحهء 324 سطرهاى 2 و 6 رجوع شود . ( قريب المضمون در ) : « مصباح المتهجّد » : 508 ، « مصباح الكفعمىّ » : 165 ، « بحار الانوار » 90 : 188 ، « مفاتيح الجنان » : دعاء صباح : 110 ( 41 ) - . . . زيرا كه ايشان در خيرات شتاب نموده ، و ما را از سر اميد و بيم همىخواندند ، و ايشان ( در پيشگاه عظمت ما ) خاشعان بودند : سورهء 21 آيهء 90